شهید شاطری کس دیگری بود می برد ما را تا مرز اسرائیل می گفت من این‌جا را آسفالت کردم جاده ها را نگاه می‌کردید، احساس می‌کردید با دست‌هایش دارد آسفالت‌ها را مرتب می کرد. با عشق کار می‌کرد. فضایل و خدماتش را نمی شود گفت، این هم نوش جانش که همه خوبی‌هایش را غریبانه با خودش برد.